نگاهی به زندگی نامه آیت الله مقدس (ره) (سید محمدحسین مقدس)
آیتالله سید محمدحسین مقدس، عالم ربانی، زاهد وارسته و خدمتگزار صدیق دین و شریعت بود؛ چهرهای درخشان که با گذشت سالیان بسیار از رحلتش، همچنان در افق اندیشه و دل مؤمنان میدرخشد. خاطرات، گفتار و رفتار او نسلبهنسل نقل شده و یاد و محبتش در دل دوستداران دین زنده است. جامعه او را الگوی تقوا و پارسایی و مظهر عالم ربانی میدانند؛ انسانی خودساخته و مهذب که در دوران دشوار و تاریک، چراغ دانش و معرفت دینی را در مناطق مرکزی شیعه نشین افغانستان برافروخت و با تربیت شاگردان فرهیخته، جامعه را روشنی بخشید. زهد و سلوک معنوی او سرمشق بسیاری شد و سبک زندگیاش نمونهای از بندگی خالصانه در برابر خداوند بود.
اکنون با گذشت سالها، بیشتر شاگردان و معاصران او دار فانی را وداع گفتهاند و خاطراتشان از آن عالم الهی اندکاندک رو به فراموشی میرود. با این همه، تاکنون زندگینامهای جامع و شایسته از او منتشر نشده است. این نوشتار تلاشی است برای بازتاب گوشههایی از زندگی، منش و خدمات علمی و معنوی آن عالم وارسته.
۱. تولد، خانواده و زیست آقای مقدس
سید محمدحسین مقدس در سال ۱۲۶۴ هجری شمسی در منطقه دکانی از توابع مرکز ولایت بامیان، در خانوادهای متدین و اصیل دیده به جهان گشود. پدرش سید محمد رفیع از سادات بامیان و مادرش از خاندان شریف منطقه کوهبیرون بهسود بود. او در ششسالگی مادر خود را از دست داد و در دهسالگی نیز پدرش بهدست عُمّال عبدالرحمن خان به شهادت رسید. این دو حادثه جانسوز، دوران کودکی او و تنها خواهرش را با اندوه و تنهایی همراه ساخت.
مقدس پس از تحصیل، در سال ۱۲۹۸ هجری شمسی با دختر سید تقی، از بزرگان منطقه کوهبیرون بهسود ازدواج کرد و مدتی بعد با دختر فیضمحمدخان نیز پیمان زناشویی بست. در ادامه نیز همسران دیگری اختیار کرد و حاصل زندگی او چهار فرزند پسر به نامهای سید علی، سید حسن، سید عبدالله و سید صادق بود.
از نظر اقتصادی، زندگی او در سطح متوسط قرار داشت. بنا به درخواست شاه میرزا، در یکاولنگ ساکن شد و قطعه زمینی در درهعلی و یک دفترخانه زمین در قلندران زارین به او اهدا گردید. او با تلاش و کار در زمین و کشاورزی، زندگی خود و خانوادهاش را با عزت و سادهزیستی اداره میکرد.
۲. تحصیلات آقای مقدس در حوزه علمیه مشهد
حوزه علمیه مشهد در دوران ورود مقدس، دومین مرکز علمی بزرگ جهان تشیع پس از حوزه نجف بهشمار میرفت. این حوزه در علوم عقلی و ادبی پیشتاز بود، هرچند در فقه و اصول، رونق نجف بر آن پیشی داشت و بسیاری از طلاب برای تکمیل تحصیلات عالی و اخذ اجازه اجتهاد به نجف رهسپار میشدند.
از استادان برجسته آن دوره در حوزه مشهد میتوان به چهرههایی چون شیخ عبدالجواد ادیب نیشابوری (ادیب اول) استاد ادبیات، ملا محمدعلی مشهور به «حاجی فاضل»، استاد فقه، اصول و فلسفه، میرزا عسکری شهیدی معروف به «آقابزرگ» استاد فلسفه، شیخ اسدالله یزدی استاد فلسفه، آیتالله حاج آقا حسین قمی فقیه و مجتهد استاد خارج فقه و اصول، و آیتالله میرزا محمد کفایی خراسانی (آقازاده) استاد خارج اصول اشاره کرد.
آیتالله مقدس در سال ۱۲۷۹ هجری شمسی برای تحصیل به مشهد مقدس رفت و تا سال ۱۲۹۵ هجری شمسی (برابر با ۱۳۳۵ هجری قمری) (بهمدت شانزده سال) به تحصیل، تحقیق و استنباط مسائل دینی اشتغال داشت. وی در شش سال نخست، سطوح مقدماتی و عالی حوزه را به پایان رساند و سپس به مرحله استنباط احکام شرعی وارد شد. در یکی از یادداشتهای بهجامانده از ایشان آمده است که در سال ۱۳۲۵ قمری نذر کرد تا ده سال از شهر مشهد خارج نشود، مگر برای انجام واجب شرعی یا زیارت کربلا؛ نذری که نشان از جدیت و جهد علمی او دارد.
از استادان مستقیم مقدس اطلاع دقیقی در دست نیست، اما بر پایه قرائن تاریخی و روایت شاگردان و فرزندان وی، چند تن از علمای بزرگ بهعنوان استادان قطعی یا محتمل ایشان شناخته میشوند:
۱. میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری (ادیب اول) – ادیب، مدرس و شاعر مشهور دوره مشروطه که در علوم عقلی، نقلی و ادبی تسلطی شگرف داشت. تدریس وی از سال ۱۳۱۰ قمری آغاز شد و حدود چهل سال ادامه یافت. با توجه به همزمانی دوره تدریس او با دوران تحصیل آیتالله مقدس و نیز یادکردهای مکرر مقدس از ادیب، میتوان با اطمینان او را از استادان وی دانست.
۲. شیخ علیاکبر نهاوندی (۱۲۷۸–۱۳۶۹ق) – فقیه و مفسر برجسته، امام جماعت مسجد گوهرشاد و استاد علم رجال و حدیث. بهگفته معاصران، مقدس ارادت خاصی به او داشت و از سیره و روش زاهدانه وی عمیقاً تأثیر پذیرفت. بهاحتمال فراوان، بیشترین مدت تحصیل خود را نزد او گذرانده است.
۳. میرزا سیدعلی حائری یزدی – از شاگردان برجسته میرزای شیرازی و آخوند خراسانی که پس از بازگشت به ایران در مشهد به تدریس فقه و اصول پرداخت. حضور مقدس در درس وی با توجه به همزمانی تاریخی و اشتراک شاگردان میان حائری، نهاوندی و مقدس، بسیار محتمل است.
۴. آیتالله سید حسین طباطبایی قمی – از فقهای بزرگ قرن چهاردهم هجری که در سال ۱۳۳۱ قمری به مشهد آمد و کرسی تدریس خارج فقه و اصول را برپا کرد. به احتمال زیاد آیتالله مقدس در اواخر دوران تحصیل خود در درس او شرکت داشته است.
کرسی تدریس میرزا محمد کفایی (آقازاده) جزو درسهای مشهور در حوزه مشهد به شمار میرفت؛ اما بعید مینماید مقدس در نزد او تحصیل کرده باشد؛ زیرا کفایی هم در اصول فقه استاد توانا بود و هم چهرهی شاخص در میان مشروطهخواهان به شمار میرود؛ در حالیکه مقدس در اصول فقه توانایی و اقتدار لازم را نداشت و نیز در موضوع مشروطیت نیز موضع منفی اتخاذ کرده بود.
مقدس پس از تکمیل تحصیلات در مشهد، برای زیارت و تکمیل مراتب علمی به قم و سپس به نجف اشرف رهسپار شد. بر پایه نقل آیتالله امینی، وی در مدت اقامت خود در نجف به محضر فقهای بزرگ رسیده و تأیید اجتهادش را از چند تن از مراجع وقت دریافت نمود. طبق روایت فرزندش، وی از هفت تن از علمای نجف اجازه اجتهاد داشت، ولی بهسبب بیاعتنایی به نگهداری اسناد، این اجازات از میان رفته است.
با توجه به زمان سفر (سال ۱۲۹۶ هجری شمسی، دیدار با بزرگانی چون سید محمدکاظم یزدی، محمدحسین نایینی، شیخ محمدحسین اصفهانی، ضیاءالدین عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی بسیار محتمل است. این سفر نقطه اوج جهد علمی مقدس و آغاز دوران جدیدی از زندگی علمی و اجتماعی او بهشمار میرود.
۳. بازگشت آقای مقدس بهوطن و آغاز رسالت دینی
مقدس پس از زیارت عتبات عالیات و دیدار با مراجع و فقهای نجف، تصمیم گرفت به وطن بازگردد و رسالت علمی و دینی خود را در میان مردم خود آغاز کند. او در سال ۱۲۹۷ هجری شمسی، بهتنهایی رهسپار افغانستان شد و مجموعهای از آثار فقهی و حدیثی و تفسیری را به همراه خود آورد تا با در اختیار داشتن منابع لازم، چراغ معرفت دینی را در سرزمین خویش برافروزد.
در بدو ورود، مدتی در زادگاه خود دکانی بامیان اقامت گزید، اما اندکی بعد زمستان همان سال را در منطقه کوهبیرون گذراند. در بهار ۱۲۹۸ برای ارزیابی اوضاع اجتماعی، فرهنگی و دینی مردم، سفری علمی و تبلیغی به مناطق مختلف شیعهنشین از جمله دایزنگی، یکاولنگ، بهسود، ترکستان و بامیان انجام داد. این سفر حدود دو سال بهطول انجامید و سرانجام تصمیم گرفت فعالیتهای علمی خود را در بامیان آغاز کند.
به دعوت مردم فولادی بامیان، در اواخر سال ۱۲۹۹ به آن منطقه رفت و زمینی را در دشت «تکر فولادی» خرید و خانهای برای سکونت و فعالیت دینی خود ساخت. هنوز یک سال از اقامت او نگذشته بود که آوازه علم و زهدش در سراسر مناطق شیعهنشین پیچید. در پی آن، شاه میرزا حسین ارباب مقتدر یکاولنگ، از او دعوت کرد تا به آن سامان سفر کند و مردم را از فیض حضورش بهرهمند سازد.
مقدس در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی به یکاولنگ رفت و پس از استقبال مردم، در منطقه «درهعلی» اقامت گزید. اما با گذشت زمانی اندک، بهدلیل موقعیت نامناسب آن منطقه، به پیشنهاد سید میرزا حسین، به قلندران زارین منتقل شد و یک دفترخانه زمین را برای تامین زندگیاش به او واگذار کرد. او در بهار ۱۳۰۱ ساخت قلعه و مدرسهای برای تدریس و اقامت خانوادهاش را آغاز کرد. شش ماه بعد بنای مدرسه و خانه تکمیل شد و از همان سال یا از سال ۱۳۰۲، فصل تازهای از فعالیتهای علمی و تربیتی او در یکاولنگ آغاز گردید.
۴. تأسیس حوزه علمیه زارین و ویژگیهای آن
با استقرار مقدس در قلندران زارین، نخستین حوزه علمیه ثابت و منظم شیعی در مناطق مرکزی افغانستان بنیان نهاده شد؛ حوزهای که در شرایط بحرانی پس از دوران عبدالرحمن، چراغ علم و ایمان را دوباره در میان شیعیان روشن ساخت.
جایگاه علمی حوزه: پس از نابودی بسیاری از عالمان در دوران عبدالرحمن، مقدس تنها فقیه بزرگ و فارغالتحصیل از مراکز علمی جهان تشیع بود که توانست حوزهای نظاممند را در افغانستان ایجاد کند. این حوزه، قویترین و فعالترین مرکز آموزش علوم دینی در نیمه نخست قرن چهاردهم هجری بهشمار میرفت.
گستره جغرافیایی طلاب: طلاب از سراسر مناطق شیعهنشین، از جمله غزنی، بهسود، دایکندی، یکاولنگ، پنجاب و شمال افغانستان، برای تحصیل در مدرسه مقدس گرد هم میآمدند. از این رو، این مدرسه از نظر گستره جغرافیایی و تأثیرگذاری فرهنگی، بینظیر بود.
مدت و سطح تدریس: فعالیت آموزشی مقدس از سال ۱۳۰۰ آغاز و تا اواخر عمر او ادامه یافت. او دروس متداول حوزه از جامعالمقدمات تا رسائل، مکاسب و کفایةالأصول را تدریس میکرد و شاگردانش را تا سطح عالی علوم دینی پرورش میداد.
تهذیب و سلوک اخلاقی: وجه ممیزه اصلی حوزه مقدس، پیوند عمیق میان علم و اخلاق بود. مقدس نهتنها استاد فقه و اصول، بلکه مربی نفوس و زاهدی وارسته بود که شاگردان را به تهذیب، زهد و عبودیت فرامیخواند. او با سلوک عارفانه خود، نفوس جوانان را صیقل میداد و از آنان عالمان متخلق و مردان خدا میساخت. بسیاری از شاگردان او پس از فراغت، خود به مراکز دینی و تربیتی بزرگ تبدیل شدند.
۵. شاگردان آقای مقدس
اگرچه بهسبب گذشت زمان، آمار دقیقی از شاگردان این حوزه در دست نیست، اما شماری از برجستهترین آنان شناخته شدهاند؛ از جمله:
1. آیتالله سید محمدحسن رئیس از یکاولنگ،
2. شیخ موسی کلانی از یکاولنگ، از مدرسان برجسته یکاولنگ،
3. حاج حسینعلی آخوند بکک، عالم معروف و پدر آیتالله محمد امینی،
4. شیخ حاج احمد درهعلی، از شاگردان نزدیک و همراه استاد،
5. حاج خادم حسین کوهبیرونی از بهسود، استاد و مدرس مشهور،
6. سید محمدحسن نجفی، وکیل پارلمان در دوره ظاهر،
7. حاج محمدحیدر گردم از بهسود، از عالمان دینی مشهور گذشته.
8. محمدنبی مشهور به حاج آخوند مرکه، که دوازده سال در محضر استاد تحصیل نمود.
مقدس با بنیانگذاری حوزه زارین، نقش تعیینکنندهای در احیای فرهنگ تشیع و آموزش علوم اسلامی در افغانستان ایفا کرد. او با تربیت نسلی از عالمان وارسته و اخلاقمدار، سنگبنای نهادهای علمی شیعه در مناطق مرکزی کشور را پیریزی کرد؛ کاری که آثار آن تا امروز در سیمای فرهنگی و دینی آن مناطق باقی است.
۶. فعالیتها و خدمات دینی آقای مقدس
فعالیتها و خدمات دینی آیتالله مقدس به شرح زیر است:
الف. تأسیس مدرسه دینی
مقدس پس از بازگشت از مشهد، نخستین و مهمترین فعالیت خود را تأسیس حوزه علمیه در یکاولنگ آغاز کرد. این مدرسه، محلی برای تربیت شاگردانی شد که هر یک در آینده نقش هدایت و ترویج دین را در جامعه ایفا کردند. حوزه مقدس، نهتنها مرکز آموزش علوم دینی، بلکه مهد تربیت اخلاقی و سلوکی طلاب بود و شاگردانش پس از فراغت، چراغ راه دیگران شدند.
ب. تبلیغ و ترویج دین
فعالیتهای تبلیغی مقدس فراتر از وعظ و منبر بود و شامل آموزش عملی، پیگیری مستمر و گسترش دامنه تبلیغ در مناطق مختلف میشد:
آموزش عملی: مقدس خود در میان مردم میرفت، نماز و اذکار آنان را بازبینی و اصلاح میکرد و در صورت نیاز آموزش مستقیم میداد.
جدیت و پیگیری: وی مسائل دینی را پیوسته دنبال میکرد و اطمینان حاصل مینمود که مردم مطالب را درست فرا گرفته باشند.
گسترش دامنه تبلیغ: تبلیغ تنها محدود به محل سکونت او نبود، بلکه به مناطق بامیان، یکاولنگ و شمال افغانستان نیز افرادی را برای تبلیغ میفرستاد.
ایجاد نظام تبلیغی: شاگردان شایسته را برای آموزش مناطق مختلف منصوب میکرد تا مسایل دینی به طور هماهنگ و همسان منتقل شود.
رعایت احکام شرعی و حقوق دیگران: مقدس خود کاملاً مقید به احکام و اصول شرعی بود و کوچکترین تخطی از حدود دین را اصلاح میکرد.
تصدی اجرای احکام: در حل و فصل منازعات مردم نیز ورود میکرد و گاهی شخصاً برای اجرای عدالت اقدام مینمود.
ج. مرجعیت و اجازه تقلید
با توجه به وضعیت بحرانی هزارهجات، آیتالله مقدس بهطور طبیعی متصدی مرجعیت دینی شد و مردم از او تقلید میکردند. پس از بهبود اوضاع و ورود رسالههای فقهی از ایران و عراق، مقدس مردم را به تقلید از مراجع دیگر راهنمایی کرد و خود از جایگاه مرجعیت کناره گرفت.
د. مبارزه با خرافات و اصلاح سنتها
مقدس با خرافات و عادات ناپسند سنتی بهشدت مقابله میکرد:
جلوگیری از زیارتگاههای ساختگی و اعمال خرافی.
مخالفت با بوسیدن دست سادات به عنوان سنت نادرست،
مقابله با دریافت گله و شیربها و سنتهای محدودکننده ازدواج دختران سادات با مردان عام، حتی حاضر به ازدواج دخترش با مرد عام شد تا این رسم شکسته شود.
هـ. مخالفت با متنفذان ستمگر
او با اربابان ظالم و غیر پایبند به شریعت روابط نیک نداشت و در مواجهه با زورگویی آنان نیز مقاومت میکرد. تنها با افراد نیک و متدین همکاری و ارتباط داشت.
۷. ویژگیها و اخلاق آقای مقدس
ورع و تقوا: برجستهترین صفت مقدس، تقوا و ورع بود. او حتی در امور مشتبه نیز جانب احتیاط را رعایت میکرد و تجسم انسان مقدس و وارسته بود.
انتظار فرج: او انتظار فرج مهدی(عج) را بهصورت عملی نشان میداد و در ایام جمعه و مناسبتها آمادگی خود را با نمادهای عملی ابراز میکرد.
توسل و ارادت به اهل بیت: مقدس علاقه عمیق به توسل و ذکر اهل بیت داشت و مراسم روضهخوانی را شخصاً برگزار میکرد.
اهتمام به حق الناس: او در تمام امور، حتی در حق حیوانات و حقوق طلاب، رعایت انصاف میکرد و از کوچکترین شبههای در حق دیگران اجتناب مینمود.
استخاره: در همه امور جز واجبات، مقدس بر اساس استخاره عمل میکرد و آوازه دقت استخاره او در سراسر مناطق شیعهنشین پیچیده بود.
کرامات: بر اساس قرائن و گزارشها، مقدس از جمله بزرگان اهل کرامت به شمار میرفت و حکایات زیادی در این زمینه نقل شده است.
۸. وفات آقای مقدس
پس از سالها تلاش در تربیت شاگردان، آموزش و تبلیغ دین، آیتالله مقدس در محرم سال ۱۳۳۵ هجری شمسی، پس از کسالتی مختصر، جان به جانآفرین تسلیم کرد. مراسم عزاداری و تدفین او با حضور شاگردان و مردم برگزار شد و تلاوت قرآن به مدت چهل روز بر سر مزارش ادامه یافت.
برای مطالعه کامل زندگی نامه آیت الله مقدس (ره) به منبع ذیل مراجعه نمایید:
(عبدالله جعفری، رویشهای نو از دیار کهن، ج۱، ص۴-۱-۴۵۲)