زندگی‌نامه حجت الاسلام و المسلمین شهید عبدالحسین رضوانی (کامل)

بسمه تعالی

زندگی‌نامه حجت الاسلام و المسلمین شهید عبدالحسین رضوانی(1331- 1374)

حجت الاسلام و المسلمین شهید شیخ عبدالحسین رضوانی عالم مجاهد، زاهد متعبد، خطیب توانا  و فعال سیاسی معتدل و مصلحت‌گرای جامعه به شمار می‌رفت. تحصیلات خود را در حوزه کابل به انجام رسانید و با آغاز خیزش مردمی علیه دولت کمونیستی وقت او در صف مجاهدان قرار گرفت و همراه با دیگر مجاهدان مخلص خطه بامیان در جهاد مقدس مردم علیه دولت شرکت فعال جست و شاهد روزهای تلخ و شیرین جهاد بود، تلخی شهادت سید محمدعلی لم لم فرمانده دلیر میدان نبرد را با چشم سر دیده و شهادت دوست و همکار عزیزش سید محمدحسین فهیمی را نیز از نزدیک شاهد بوده است. شهادت جانانه آن عزیزان که او را نیز شیفته شهادت ساخته بود، خود نیز در آخر مظلومانه به آنان پیوست. فعالیت‌های سیاسی و نظامی را در قالب حزب حرکت اسلامی پی‌گرفت. از سال 1359 در قالب این حزب فعالیت کرد و تا آخر هم‌چنان به آن حزب وفادار ماند و در این حزب مسئولیت‌های مختلفی هم‌چون ریاست شورای تصمیم‌گیری زون مرکز، رئیس شورای ولایتی بامیان، معاون شورای عالی جهاد و‌ مسئولیت دفتر حرکت اسلامی در اصفهان را به عهده داشت، در سال‌های پایانی عمر خویش سمت مقام ولایت بامیان را نیز عهده دار بود.

1.ولادت

عبدالحسین رضوانی فرزند خادم‌حسین در 12 حمل 1331 خورشیدی در مرکز ولایت بامیان، در قریه بنام شیوقد تیکر فولادی، در خانواده متدین دیده به جهان گشود و در سایه‌سار پدر و دامان پر مهر مادر پرورش یافت. مادر او به حلال و حرام الهی اهتمام ویژه داشت. پدر رضوانی در سال 1355 به عمر 55 سالگی و مادر او در سال 1393 به  عمر86 سالگی وفات می‌کنند.

  1. کارنامه علمی و تبلیغی

         1-2. تحصیل معارف و علوم دینی

   رضوانی، الفبای سواد آموزی را در دوره ابتدائیه در مکتب لیسه فولادی آغاز کرد، سپس در تحصیل علوم دینی پرداخت. جامع‌المقدمات، سیوطی، ‌حاشیه و قسمتی از لمعه را نزد حاج غلام‌حسن معروف به حاجی آخوند عاشورک و قوانین و معالم را نزد ملاعبدالله و حاج محمدامیر آموخت(سجاد محسنی، 1399) در اواخر سال 1347 جهت ادامه تحصیل عازم کابل گردید.

در مدرسه محمدیه به زعامت آیت‌الله سید محمد سرور واعظ پذیرفته شده و در آنجا ادامه تحصیل داد. کتاب مختصرالمعانی را نزد ملابیگ و اصول فقه را نزد شیخ محمد تقی وحیدی(سجاد محسنی، 1397) و رسائل را نزد سید محمدحسین فاضل از اساتید برجسته مدرسه محمدیه فراگرفت(هادی، 1397) و نیز مکاسب را در درس فاضل حضور یافت(رضوانی بامیانی، 1399).  در آخر کفایة‌الاصول را از محضر آیت‌الله واعظ فراگرفت(سجاد محسنی، 1397).  در آخر سال 1354 سطوح را کامل نموده و در سال‌های 55 و 56 به تدریس در مدرسه محمدیه مشغول گردید(مدارک تحصیلی موجود) و هم زمان در درس خارج آیت‌الله واعظ حضور می‌یافت. سید محمدحسین رضوانی بامیانی می‌گوید: بنده با شیخ عبدالحسین رضوانی به مدت یکسال کامل با هم در یک اتاق در مدرسه محمدیه بودیم. آقای رضوانی از جمله طلبه‌‌های شاخص و انگشت شمار آیت‌الله واعظ در سطح کل مدرسه محمدیه قرار داشت.  به خاطر سخت‌‌کوشی و تلاش بی‌و‌قفه، استعداد، قلم روان، تقوا و زهدی که داشت مورد توجه اساتید و ریاست مدرسه واقع شد(رضوانی بامیانی، 1399). رضوانی، مدتی کمی در قم و اصفهان نیز از محضر آیات عظام مکارم شیرازی و سید حسن امامی تلمذ نموده است. علی توسلی می‌گوید: رضوانی برایم تعریف کرد که نمره 20 از حوزه محمدیه کابل داشتم که موجب قبولی من در حوزه علمیه قم شد(توسلی، 1396).

رضوانی در سال‌های تحصیل در مدرسه محمدیه با محصلان دانشگاه از افراد منطقه ارتباط نزدیک داشت. او تنها به درس حوزوی بسنده نمی‌کرد، در کلاس‌های انگلیسی،‌ الجبر و مثلثات شرکت می‌نمود. هم‌چنین در کنار تحصیل در سخنرانی‌های شهید محمدحسین مصباح سنگلاخی، آیت‌الله محمد امین افشار و آیت‌الله واعظ شرکت می‌کرد تا روش و فن خطابه و ایراد سخن را به خوبی فرابگیرد(سجاد محسنی، 1399). او در مجله «برهان» مقاله می‌نوشت(محمدی، 1397). با حاکمیت رژیم کمونیستی در سال 1357، اوضاع سیاسی و امنیتی افغانستان به وخامت گرایید، علما و چهره‌های مخالف رژیم تحت تعقیب قرار گرفته و تعدادی از آنان دستگیر و زندانی شده و در نهایت به شهادت رسیدند. در چنین اوضاعی حوزه علمیه کابل تعطیل گردید و رضوانی به زادگاه خود بازگشت.

2-2. تدریس و تعلیم

مدرسه دینی مهدیه فولادی در اوایل دهه 1350 توسط جمعی از متنفذان و عالمان دینی و وکلای مراجع در منطقه تأسیس شد و در سال 1355 مورد بهره‌برداری قرار گرفت. شهید رضوانی یکی از اساتیدی است که پس از بازگشت از ایران در سال 1370 به تعلیم و تربیت طلاب در آن مشغول گردید و در کنار فعالیت‌های سیاسی تا آخر عمر خویش به تدریس در این مدرسه ادامه داد(سجاد محسنی، 1399) و در این عرصه نیز خوش درخشیده و طلاب زیادی را تربیت کرد. برهانی می‌گوید: علیرغم گرفتاری‌ها و مشغله‌های سیاسی، استاد رضوانی یک مدرس توانمند بود. حقیر توفیق یافتم بخشی از کتاب معالم‌الاصول را در سال آخر عمر مرحوم استاد رضوانی، نزد ایشان تلمذ نمایم، و ایشان اشراف کامل بر معالم الاصول داشت و با بیان شیوا و جذاب آن را تدریس می‌کرد(برهانی، 1396). تدریس ایشان تا رسائل و مکاسب در این مدرسه ادامه داشت(واعظی و سعیدی، 1397).

هم‌اکنون طیف وسیعی از علما و طلاب فعلی مرکز بامیان از شاگردان شهید رضوانی هستند، افراد شاخص آن عبارت‌اند از:

  1. سید محمد محمودی، مدرس حوزه تربیت مدرس اهل‌بیت(ع) بامیان؛
  2. دکتر عبدالعلیم برهانی، تحصیل کرده حوزه علمیه قم (جامعة‌المصطفی العالمیة)؛
  3. دکتر ابراهیم زکی، تحصیل کرده حوزه علمیه قم و استاد دانشکده شرعیات دانشگاه بامیان؛
  4. حاج سید نصرالله واعظی، رئیس شورای علمای شیعه مرکز بامیان؛
  5. حاج محمدیاسین احمدی، رئیس شورای علمای مرکز بامیان و مدرس مدرسه مهدیه؛
  6. حاج عبدالرحمن رضوانی، رئیس سابق ارشاد، حج و اوقاف ولایت بامیان؛
  7. حاج نصرالله بلاغی، مدیر عمومی امور مساجد ریاست ارشاد، ‌حج و اوقاف بامیان؛
  8. شیخ محمد عیسی سعیدی، مدرس مدرسه مهدیه فولادی(واعظی، 1397؛ برهانی، 1396).

3-2. تبلیغ و خطابه

رضوانی در سنگر تبلیغ، شخص کم نظیر و بسیار فعال بود. در خطابه، توانایی خاص داشت و در جرگه سخنوران برجسته به شمار می‌رفت. به گفته آقای  سیدجاوید، شهید رضوانی از ظرافت و ظرفیت طلیق‌السان و فصیح‌السان برخوردار بود؛ با فصاحت سخن می گفت؛ خوش خط بود و غنیمت برای مردم شیعه و خصوصاً مردم بامیان محسوب می‌شد(جاوید، 1396).  آقای هادی می‌گوید: در روز عاشورا در اصفهان، جمعیت مردمی «هیئت عزاداری حسینی پارک لاله»  به ده هزار نفر می‌رسید و آقای رضوانی سخنران این هیئت بود(هادی، 1397). سیدمحمدحسین رضوانی چنین می‌گوید:

 آقای رضوانی یک مبلغ شهیر و منبری برجسته  و بی نظیر بود که با قاطعیت می‌توان گفت در آن زمان در مرکز بامیان سخنران و منبری همسان رضوانی نبود. یکی از امتیازات برجسته ایشان ­­این بود که حرفی را که بالای منبر می‌‌گفت مبتنی بر مطالعه بود و سخنانش درمان‌کننده دردها  و مؤثر بود. علیرغم اینها به تمام معنا به روز بود؛ مطابق شرایط زمان سخن می‌گفت. بر اثر مطالعه وسیع، اشراف خوبی نسبت به مسائل دینی، اعتقادی و فرهنگی داشت. از این سبب سخنانش گیرا، راهگشا و جذاب بود؛ آن گونه‌ که خواص می پسندیدند و عوام می فهمیدند و منبر ایشان خیلی پرجوش بود. هنگامی که از کابل به بامیان می‌آمد و در مدرسه مهدیه، تکایا و مساجد سخنرانی می‌کرد، مردم از کیلومترها راه دور با پای پیاده سیل‌آسا و مجنون‌وار در سخنرانی ایشان شرکت می‌کردند؛ زیرا، عمق‌ بحث، اخلاص، سوز دل و اثربخشی سخنان شهید رضوانی، مردم را شیفته و دلباخته سخنان وی می‌کردند. آقای رضوانی وقتی گریز روضه می‌زد، مردم متدین بسیار شدید گریه می‌نمودند(رضوانی بامیانی، 1399). برهانی می‌گوید: استاد رضوانی سخنران شهیر بود. به جرأت می‌توان مدعی شد که در میان علمای مرکز بامیان، در شیوه سخن گفتن، در فصاحت و بلاغت منحصر به فرد بود. زبان فصیح، بیان شیوا، و جذاب و اطلاعات علمی و سیاسی وسیع داشت. جامع‌المنبر بود هم برای اهل فرهنگ و سیاست سخن می‌گفت و هم برای توده مردم جذابیت داشت. در سفری که محمود مستری نماینده سازمان ملل متحد به بامیان داشت، مرحوم استاد رضوانی به عنوان والی بامیان در میدان هوایی به ایشان خیر مقدم گفت و در مدت چند دقیقه، ویژگی‌های بامیان، مردم بامیان، پیشینه‌ی تاریخی و جایگاه سیاسی بامیان، احزاب سیاسی را به دقت تبیین کرد(برهانی، 1396).

  1. فعالیت‌های جهادی و سیاسی

1-3. روز‌های آغاز جهاد مقدس

سال 1358 قیام مردم علیه دولت کمونیستی افغانستان در سراسر هزاره‌جات آغاز گردید. رضوانی همگام با سایر عالمان و مردم بامیان در این جهاد مقدس سهم گرفت. او نیز از منطقه فولادی در کنار سایر مبارزان به جهاد و مبارزه پرداخت. در سراسر این مدت در جبهه مقاومت مردم حضور فعال داشت. در سال 58 شاهد حملات جانانه مبارزان علیه نیرو دولت کمونیستی بود، شهادت سید محمدعلی لم لم را با چشمان سر دیده است.

2-3. پیوستن به حرکت اسلامی

پس از فروکش کردن تب و تاب اولیه جهاد مقدس علیه دولت کمونیستی، جبهات مردمی و دولت هر کدام در مواضع خود استقرار یافت. دولت و نیروهای مردمی می‌دانستند که مبارزه طولانی در راه است. جریان‌های جهادی در داخل و خارج از کشور شکل گرفت. برای مبارزان پیوستن به جریان‌های سیاسی نیز یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر بود. در این میان، شهید رضوانی به حرکت اسلامی پیوست. سجاد محسنی می‌گوید: بنده از طرف سید قاسم ناطقی مسئول جذب حرکت اسلامی جهت جذب افراد نخبه مؤظف شدم و ابتدا به سراغ شهید سید محمدحسین فهیمی رفتم و ایشان گفت دنبال رضوانی بروید اگر رضوانی را با خود داشتید همه با شما خواهد بود. سراغ رضوانی رفتم و بعد از صحبت‌های زیاد ایشان عضویت حرکت اسلامی را پذیرفت و فرمود: فقط بنام رهبر این حزب آیت‌الله محسنی شامل می‌شوم(سجاد محسنی، 1397). دلیل اصلی پیوستن  شهید رضوانی به حرکت اسلامی را سیدهادی، مجتهد بودن رهبری حزب و حضور خانواده عالمان بزرگ مانند خانواده آیت‌الله واعظ و آیت‌الله حجت می‌داند؛ چون ایشان از شاگران آقای واعظ بود و علاقه زیادی به وی داشت و هم مسئولیت‌ شرعی را به عهده کسی می‌دانست که فقیه و مجتهد باشد(هادی، 1397). به همین دلیل پس از پیوستن بسیاری از اعضای حرکت اسلامی بامیان مانند سجاد محسنی و سید زکی به حزب وحدت پیوست، ایشان به دلیل اطاعت از رهبری حزب به حزب وحدت نپیوست و هم‌چنان وفادار باقی ماند.

3-3. وظایف و مسؤلیت‌ها

  1. مسئول فرهنگی حرکت اسلامی در بامیان؛ پس از جذب‌شدن تعداد زیادی از عالمان دینی و چهر‌ه‌های فرهنگی به حرکت اسلامی در سال 1359، این تشکیلات در بامیان پاگرفت و رضوانی به عنوان مسئول فرهنگی حرکت اسلامی مقرر گردید(سجاد محسنی، 1399).
  2. مسئول عمومی حرکت اسلامی در بامیان؛ پس از شهادت فهیمی، رضوانی به عنوان مسئول عمومی حزب در بامیان مقرر گردید. طبق گفته علی اکبر محمدی: بنده، رضوانی، عادل کاظمی و محمدسجاد محسنی پایگاه 36 حمزه سیدالشهدا و پایگاه 11 المهدی را تأسیس کردیم، مبارزه علیه تهاجم شوروی به صورت منظم و مستمر جریان داشت. عادل کاظمی مسئول نظامی و فهیمی مسئول عمومی بود وقتی فهیمی به شهادت رسید،‌ رضوانی رئیس عمومی مقرر گردید(علی‌اکبر محمدی، 1397). علیرغم مسئولیت‌های حزبی، یکی از اساسی‌ترین رسالت آنها مبارزه با نیروهای دولت کمونیستی بود. طبق گفته آقای هادی علمای بامیان سه ویژگی‌ خاص داشتند: متدین، عالم و مجاهد بودند. و با ابتکار و مهندسی جنگی دشمن را مدام تحت فشار قرار می‌دادند. اول صبح هنگام طلوع آفتاب از سمت شرق بامیان حمله می‌کردند و روس‌ها رو به آفتاب می‌شدند و مجاهدین پشت به آفتاب بودند؛ معمولا قبل از ظهر در غرب بامیان آرامی بود و بعد از ظهر روس‌ها رو به آفتاب می‌شدند و مجاهدین غرب بامیان پشت به آفتاب. این ابتکار بسیار مفید بود(هادی، 1397).
  3. مسئول فرهنگی شورای عالی جهاد؛ در تشکیلات حرکت اسلامی شورای عالی جهاد و شورای ولایتی وجود داشت، تصمیمات شورای ولایتی مربوط به همان ولایت بود و تصمیمات شورای عالی جهاد فراگیر بود و در آن 14 ولایت مانند کابل، بامیان، لوگر، غزنی، میدان و… نقش داشتند. رضوانی رئیس بخش فرهنگی شورای عالی جهاد بوده و شهید غلام نبی مشتاق معاون ایشان بود(هادی، 1397).
  4. نقش فعال در آزادسازی بامیان؛ جنگ و نبرد میان نیروهای دولت و نیروهای مجاهدین و احزاب جهادی مختلف در بامیان از همان سال اول قیام مردم علیه دولت در سال 1358 آغاز گردید و بیش از یک دهه ادامه یافت. در نهایت با هماهنگی نیروهای جهادی بامیان در شب 29 میزان 1367 آزاد گردید. در این نبرد تعداد 73 عسکر از نیروهای دولت کشته شد و 1182 نفر سرباز و صاحب منصب به اسارت مجاهدین در آمد، امکانات و وسایل نقلیه و تانک و مقادیر زیادی اسلحه در اختیار آنها قرار گرفت. در این جنگ نیروهای حرکت اسلامی مانند سید ابراهیم شاه حسینی، فیضی و رضوانی نقش مؤثر ایفا نمود و رضوانی با خطابه‌های مؤثر و هیجان‌انگیز خود به مجاهدین روحیه مضاعف می‌بخشید(فیضی، 1397).
  5. مسئول دفتر حرکت اسلامی در اصفهان؛ بعد از پیروزی مجاهدین و آزادی بامیان آرزوی‌های دیرینه رضوانی محقق گشت و او چون عمری برای آزادسازی آن مبارزه مسلحانه نمود. اکنون وقت آن رسیده بود که فارغ از فکر جهاد و نبرد زندگی کند؛ بدین منظور ظاهراً در اواخر 1368 رحل سفر به مقصد ایران بست و مدتی در حوزه علمیه قم به سر برد. در این هنگام، شورای مرکزی حرکت اسلامی مسئولیت دفتر اصفهان را به او سپرد تا بتواند هواداران حزب را جمع و به تجمات آن رونق بخشد. در مدت حضور خود در دفتر اصفهان توانست برخی مشکلات قومی و نژادی را حل کند و دفتر را به خوبی مدیریت کند ایشان در این مدت خوب و وسیع مطالعه کرده و حدود هزار جلد کتاب را خوانده بود(هادی، 1397).
  6. رئیس شورای ولایتی و تصمیم‌گیری حرکت اسلامی؛ رضوانی در سال 1370 از ایران به زادگاهش برگشت. در این حال، از طرف رهبری حرکت به عنوان رئیس شورای ولایتی حرکت اسلامی منصوب گردید و تا آخر هم‌چنان در این مسئولیت ایفای وظیفه کرد. طبق گفته آقای جاوید: من ایشان را حکم دادم تا به عنوان رئیس شورای ولایتی بامیان ایفای وظیفه نماید(جاوید، 1397). و در ماه عقرب سال 1372 از طرف شورای مرکزی حرکت اسلامی یک شورا بنام «شورای تصمیم‌گیری» در بامیان تشکیل شد، استاد رضوانی مسئول شورا و فیضی به حیث معاون ایشان تعیین شد(فیضی، 1397).
  7. سمت ولایت بامیان؛ شهید رضوانی از طرف دولت استاد ربانی طی نامه رسمی به سمت والی ولایت بامیان منصوب گردید؛ محمود مستری نماینده سازمان ملل متحد وقتی در بامیان آمد با رضوانی در تماس و صحبت بود. اما، رضوانی این پست و مقام را به چشم حقارت نگاه می‌کرد و دوست نداشت نام خود را والی بگذارد و ولایت را فعال کند(برهانی، 1396؛ هادی، 1397).
  8. ویژگی‌ها و صفات

خطیب توانا؛ ایشان خطیب شهیر بود و توانایی جذب مخاطب و ایجاد انگیزه در او را داشت. برهانی می‌گوید: به جرأت می‌توانم بگویم استاد رضوانی در میان علمای مرکز بامیان در شیوه سخن گفتن در فصاحت و بلاغت منحصر به فرد بود. زبان فصیح، بیان شیوا داشت؛ او اطلاعات علمی و سیاسی وسیع داشت آن گونه‌ که خودش معتقد بود یک عالم دینی باید یک هزار جلد کتاب مطالعه کرده باشد(برهانی، 1396).

اهل سیاست و کم تعصب بود؛ شهید رضوانی از معدود چهره‌های علمی در میان علما و فرماندهان جهادی بامیان بود که نسبت به جریانات، تحولات و رخ‌داد‌های سیاسی و اجتماعی کشور اشراف داشت و مسائل سیاسی را با دقت تحلیل و تبیین می‌کرد(برهانی، 1396). او در عین حال که عضو حرکت اسلامی باقی ماند؛ اما در تصمیمم‌گیری‌های سیاسی مصالح مردم و منطقه را در نظر داشت. از این رو، در جنگ دولت ربانی با حزب وحدت شاخه محمد کریم خلیلی در دهه هفتاد در بامیان شرکت نجست. سید جاوید می‌گوید: زمانی که نیروی دولت  و نیروی حرکت بر فرماندهی سیدحسین انوری و پاسداران جهاد به فرماندهی سید مصطفی کاظمی و… مرکز بامیان را گرفتند از شهید رضوانی تقاضای همکاری نظامی شد؛ زیرا، با هم وجه مشترک حزبی داشتند، رضوانی شدیداً مخالف جنگ گروهی و داخلی بود، و به درخواست آنها شجاعانه پاسخ منفی داد و همکاری نکرد و گفت با پیروان حزب وحدت در مرکز بامیان مسئله‌ای خوب و خرابِ مشترک داریم(جاوید، 1396). شهید رضوانی در آن زمان مسئولیت 24 پایگاه نظامی را به عهده داشت و صلاحیت عام و تام را هم داشت، اگر همکاری می‌کرد چه بسا خون‌های زیادی از نیروهای طرفین جاری می‌شد. برهانی می‌گوید: شهید رضوانی هیچ‌گاه مصالح حزبی را مقدم بر مصالح جامعه و مردم نمی‌داشت. دو روز بعد از شهادت استاد مزاری و سقوط غرب کابل، بنا شد ما در مدرسه مهدیه فولادی اولین مراسم عزاداری را برپا کنیم. با شک و تردید، استاد رضوانی را به عنوان سخنران محفل تعیین کردیم. وقتی این پیشنهاد را با ایشان در میان گذاشتیم، با چهره باز استقبال کرد و در جریان مراسم هم نسبت به شهید مزاری کم نگذاشت(برهانی، 1396). عباسی می‌گوید: در سالهای 1364 یا 1365 جنگ‌های داخلی بین احزاب در بهسود در گرفت، و قرار بود دامنه  این جنگ به  بامیان کشانده شود؛ من نزد شهید استاد عبدالحسین رضوانی رفتم و گفتم جنگ ممکن به ولایت بامیان کشانیده شود. ایشان گفت: من هر چه قدرت حزبی، نظامی و سیاسی دارم نمی‌گذارم جنگ در بامیان کشانده شود، و الاّ اگر نشد، یعنی اختیار حزب خود را نداشتم، اختیار نفس خود را که دارم(عباسی، 1397).

اهل تعبد و تهجد؛ شهید رضوانی شخص محترم، با نزاکت، اهل تهجد  و نماز شب بود(رحمانی، 1397). برهانی می‌گوید:‌ از سیمای استاد رضوانی پیدا بود که ایشان اهل تهجد و تعبد و عبد صالح خداوند است. منزل ایشان تا مدرسه فولادی تقریبا حدود پنج کیلومتر فاصله داشت، اما ایشان اغلب روزها این فاصله را پیاده طی می‌کرد و به نماز جماعت مدرسه حاضر می‌شد(برهانی، 1396) باذل می‌گوید: سه شب جمعه خدمت آقای رضوانی بودیم، ایشان شب‌های جمعه دعای پرفیض کمیل را از حفظ با سوز و زمزمه می‌خواند، و همه اشک از چشمان‌شان جاری بودند(باذل، 1397). و در کل در سخت‌ترین حالت از قبیل گرما، سرما، منزل، سنگر و خطر نماز شب آقای رضوانی ترک نشد(امامی، 1396).

اخلاص و تلاش؛ رضوانی در کارهای سیاسی و اجتماعی انسان مخلص، سخت‌کوش و پرتلاش بود. صادق مدبر می‌گوید: رضوانی در انجام وظایف خیلی خالصانه کار می‌کرد بسیار پاک اجرا وظیفه می‌نمود؛ ما هیچ‌گونه نواقص در مورد ایشان نمی‌دیدیم. انسانی بود که هم کارهای حوزه خویش را پیش می‌برد و هم به جهاد مردم را تشویق می‌کرد، و هم به تشکیل حرکت اسلامی بسیار پابندی داشت(مدبر، 1396).

بردباری و سعه صدر؛ رضوانی دارای این ویژگی بود. مدبر می‌گوید: برای اولین بار با شهید رضوانی در سال 1366 آشنا شدم و یک  هیئت بزرگ تحت رهبری آیت‌الله ساجدی و شهید استاد مبشیر آمدند و بعد از آن به بامیان سفر داشتیم، که در این سفر یک خبرنگار جاپانی به اسم ساتوسن نیز با ما بود. و در آنجا با شهید رضوانی و سایر مسئولین حزب حرکت آشنا شدیم. در این سفر به مدرسه مهدیه فولادی رفتیم و یک روز هم در منزل ایشان که بالاتر از مدرسه بود، دعوت بودیم. در اولین مرتبه که با آقای رضوانی آشنا شدیم، او را یک شخصیت بی‌بدیل، دارای حلم و تقوا و مقامات بلند علمی یافتیم(مدبر، 1396). بر همین اساس فارغ از قید و بندهای نگاه حزبی به افراد دیگر نگاه دیگر داشت. ابراهیم زکی می‌گوید: اوائل دهه هفتاد بنده با تعدادی از طلاب گروه فرهنگی بودیم که سخت طرفدار مقاومت غرب کابل بودیم، روزی در اتاق نشسته بودیم که مرحوم رضوانی وارد شد، مبلغ 62 هزار افغانی بابت مخارج طلبگی به ما داد. با وجودی که طلاب دیگر در مدرسه حضور داشت، ولی به خاطر این‌که ما را فعال دیده بود، لذا تنها به ما پول داد. این که ما به حزب دیگر تعلق داشتیم مانع نمی‌شد که به ما توجه نکند. به همین دلیل نزد ما محبوبیت زیاد دارد(زکی، 1399).

ارادت به رهبری حرکت اسلامی؛ علت اصلی پیوستن رضوانی به حرکت اسلامی حضور آیت‌الله محسنی در رهبری حرکت اسلامی بود و هم در ادامه به پیروی از رهبری حزب وفادار به حرکت اسلامی باقی ماند و هم در طول مدت فعالیت در قالب حرکت  اسلامی ارادت خاص به رهبری داشت. لذا مورد توجه و اهتمام آیت‌الله محسنی بود. بدین سبب، در دوران جهاد بامیان طرف ارتباط رهبری حزب، رضوانی بود. امیر محمد باذل می‌گوید: در قسمت فعالیت‌های سیاسی و حزبی در آن زمان که استاد ذکی به عنوان رئیس شورای ولایتی حزب حرکت در بامیان بود، همه کاره‌ای حزب آقای رضوانی بود، چون ارتباطی که آیت‌الله محسنی با دفتر بامیان می‌گرفت، هم با آقای رضوانی بود و ارتباط که شورای عالی جهاد به جبهه‌ها می‌گرفت هم با حاجی آقای رضوانی بود و در بامیان هم اگر جلساتی گرفته می‌شد حرف اصلی را رضوانی می‌زد(باذل، 1397).

  1. غروب غمبار

محمدعارف رحمانی می‌گوید: آقای رضوانی در اصفهان روزی به من گفت، اصرار است به بامیان بروم، اگر بروم مرا خواهند کشت. وقتی دلیل‌اش را پرسیدم، گفت: با جمعی افراطی روبرو هستیم که به  قواعد اخلاقی  و اصول اسلامی و شرعی پای‌بند نیستند، مرا غافلگیرانه خواهند کشت. رضوانی افزود حتی اگر من مطلع شوم که کسانی قصد جانم را کرده‌اند، اقدامی پیش‌گرانه نخواهم کرد؛ چرا که قصاص قبل از جنایت جواز شرعی ندارد؛ از این جهت، رفتن من به بامیان همان  و کشته شدن من همان(رحمانی، 1397). آقای رضوانی پس از عمری تلاش و مجاهدت در راه اسلامی توسط جمعی از رقبای سیاسی، حزبی و منطقوی خویش در روز سه شنبه 18  میزان 1374 از خانه اش اختطاف شده و در روز یکشنبه تاریخ 8 عقرب 1374 برادرش قومندان غلام‌رضا رضایی را گرفت. به احتمال قوی در همین تاریخ یا چند روز بعدش هر دو برادر توسط دژخیمان فاسد مظلومانه و ناجوانمردانه به فیض شهادت رسیدند(مادر رضوانی، 1388؛ سند کتبی موجود). تا کنون حتی اثری از پیکر پاک آن شهید در دست نیست، در پایان این نوشتار را با دیدگاه آیت‌الله محسنی در مورد رضوانی به پایان می‌بریم:

«اینجانب جناب مستطاب ثقة‌الاسلام شیخ عبدالحسین رضوانی را که یکی از مسئولین جهادی در بامیان بود و خدمات جهادی خوبی داشتند، می‌شناختم و زمانی که به ایران به دفتر مرکزی حرکت اسلامی در قم آمدند، مدتی از نزدیک با ایشان آشنایی بهتر پیدا کردم و از حسن اتفاق یک موقع در مکه مکرمه ایشان را دیدم که ظاهراً دیدار اخیرم با ایشان بود. پس از مدتی اطلاع یافتم که خون این مجاهد مخلص همانند جمعی از هم‌رزمانش توسط خیره‌سرانی بر زمین بامیان اسلامی ریخته و آن را رنگین نموده است. مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ  فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا(احزاب: 23). من از لطف عمیمِ ارحم الراحمین توقع دارم که جهاد او قبول شده و تلاش‌های او در راه دین و در برابر کمونیستان ملحد و مزدوران حکومت مارکسیزم مورد قبول خداوند واقع شده و مقام او فعلاً در برزخ بالا بوده و از جمله وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ(آل عمران: 169) باشد و در فردای قیامت با شهدای صالحین و جهاد افغانستان در بهشت برین متنعم به نعمت‌های بی‌پایان الهی باشد. رحمه الله»

منابع

  1. امامی، محمد امین]مدیر عمومی پولیس مردمی قومندان امنیه بامیان[، مصاحبه حضوری توسط علی‌رضا رضوانی، کابل، 1396.
  2. باذل، امیر محمد]از اعضای حرکت اسلامی و دوستان رضوانی[، مصاحبه حضوری توسط علی‌رضا رضوانی کابل، 31/1/1397.
  3. برهانی، عبدالعلیم ]تحصیل کرده قم و از شاگردان رضوانی[، مصاحبه انترنیتی علی‌رضا رضوانی کابل- قم، 9/12/1396.
  4. توسلی، علی]معاونت حوزه علمیه خاتم النببین کابل[، مصاحبه حضوری علی‌رضا رضوانی، کابل، 1396.
  5. جاوید، سید محمدعلی]رهبر حزب حرکت آزاد افغانستان[، مصاحبه حضوری توسط علی‌رضا رضوانی، کابل- منزل نامبرده، 1396.
  6. رضوانی بامیانی، سیدمحمدحسین، مصاحبه انترنیتی توسط آقایان عبدالله جعفری، علی رضا رضوانی، 1399.
  7. رحمانی، محمدعارف]وکیل سابق در پارلمان[، مصاحبه انترنیتی توسط علی‌رضا رضوانی، کابل، 26/11/1397.
  8. زکی، محمد ابراهیم،]استاد دانشکده شرعیات دانشگاه بامیان[ مصاحبه انترنیتی توسط علی‌رضا رضوانی، تهران- بامیان، 1399.
  9. فیضی، ضامن‌حسین]معاون رضوانی در شورای تصمیم‌گیری حرکت اسلامی[، مصاحبه حضوری توسط علی‌رضا رضوانی، کابل، 31/1/1397.
  10. عباسی، سیدعلی‌جان]از فرماندهان سابق پاسداران جهاد اسلامی، بامیان[، مصاحبه حضوری توسط علی‌رضا رضوانی، بامیان، 2/4/1397.
  11. مادر رضوانی،(درگذشته در 1393) صحبت با نگانده(علی‌رضا رضوانی) در موارد مختلف در سال‌های 1388 به بعد.
  12. محسنی، محمدآصف]رهبر حرکت اسلامی و مؤسس حوزه علمیه خاتم النبیین کابل[، مصاحبه حضوری توسط علی ‌رضا رضوانی و نامه کتبی وی، کابل، 30/2/1397.
  13. محسنی، محمد سجاد]معاون شورای علمای شیعه بامیان و وکیل اسبق مردم بامیان در شورای ولایتی و از دوستان رضوانی[، مصاحبه انترنیتی توسط علی‌رضا رضوانی، کابل – بامیان، 18/10/1396.
  14. محمدی، سیدعلی اکبر]از همکاران رضوانی در حرکت اسلامی، بامیان[، مصاحبه حضوری علی‌رضا رضوانی، کابل، 31/1/1397.
  15. مدبر، صادق،]رئیس سابق اداره امور کل و رئیس شورای مرکزی حزب انسجام ملی[، مصاحبه حضوری توسط علی‌رضا رضوانی، کابل- منزل نامبرده، زمستان 1396.
  16. مدارک تحصیلی رضوانی در سال‌های تحصیلی در مدرسه محمدیه آیت‌الله سید سرور واعظ.
  17. واعظی، سید نصرالله]رئیس شورای علمای شیعه مرکز بامیان و از شاگردان رضوانی[، مصاحبه انترنیتی توسط علی‌رضا رضوانی، کابل- بامیان، 18/2/1396.
  18. هادی، سیدمحمدهادی]رهبر حزب حرکت اسلامی ملت افغانستان و از دوستان سیاسی و دوران تحصیلی رضوانی[، مصاحبه حضوری توسط علی‌رضا رضوانی، کابل، 1397.

                                                                    علی‌رضا رضوانی و عبدالله جعفری

منبع: رویش های نو از دیار کهن

لینک کوتاه مطلب: https://mofoq.com//?p=19036
Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *